پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - دولت مدرن و فرايند تضعيف خانواده - فیاض ابراهیم
دولت مدرن و فرايند تضعيف خانواده
فیاض ابراهیم
١. اگر تاريخ غرب امروز را سكولاريسم يا انتقال قدرت و مالكيت از كليسا به دولتسياسى بدانيم، بايستى از نقد اجتماعى، انتقال كاركردهاى خانواده به دولت را نيز بعد ديگرى از تاريخ غرب جديد بدانيم يعنى در واقع اين دو جريان كلان دو بعد درونى و برونى تمدن غرب جديد را تشكيل مىدهد كه تكميل كننده اين تمدن نيز به شمار مىآيد و اين دو جريان هنوز در درون تمدن غرب ادامه دارد هر چند كه دچار مشكلات بسيار شده است.
٢. مذهب با خانواده و هويت مربوط به آن، سخت مرتبط استبه عبارت ديگر مذهب چه براى تاسيس و چه استقرار بر خانواده تاكيد مىكند و چون كليسا در غرب دچار فرآيند سكولاريزه مىشود پس خانواده نيز پشتوانه اجتماعى و سياسى و فرهنگى خود را از دست مىدهد. به همين جهت فرآيند فروپاشى خانواده از سكولاريسم شروع مىشود و تا زمانى كه سكولاريسم بر تمدن غرب، حكومت كند، فرآيند فروپاشى خانواده نيز ادامه پيدا خواهد كرد.
سكولار، در اداره جامعه شكل مىگيرد كه عقلانيت نام دارد (عقلانيت ابزارى يا تناسب زمانى هزينهاى هدف و وسيله) اين نوع عقلانيت منجر به فروپاشى خانواده مىشود چون اين عقلانيتبر عقل غير احساسى بنيان گذارده مىشود و خانواده كه بر عقل احساسى بنيان مىشود، تضعيف و سستخواهد شد.
٣. عقلانيت ابزارى و غربى هدف را مهم مىشمرد و نسبتبه همه چيز ديد ابزارى دارد به عبارت ديگر «ديد سفيد (ابزار) «و «ديد سياه (غير ابزار)» دارد و هرچه ابزار نباشد در ليستسياه واقع مىشود و هر چه ابزار باشد در ليستسفيد واقع مىشود (اگر چه فحشاء باشد به همين دليل به فحشاء صفت و به فاحشه، كارگر جنسى گفته مىشود) پس اخلاق تابع و نوع آن است و هدف، وسيله را توجيه مىكند و با همين غيراخلاقى كشتار صد ميليونى قرن بيستم، رخ داد و جانىترين تمدن تاريخ بشريت، تمدن غرب بوده است.
٥. خانواده با عقلانيت ابزارى غير اخلاقى، سر سازگارى ندارد چون خانواده خود اصالت دارد و مظهر زندگى و حيات يك جامعه استيعنى حيات يك جامعه، همان حيات خانواده مىباشد پس خانواده را داراى «كاركرد ضد يا ضد كاركرد» دانستهاند و بايستى تضعيف شود. تضعيف خانواده از راه روابط جنسى پيش از ازدواج و بعد از ازدواج و تشويق به اين روابط، صورت مىگيرد.
٦. به همين دليل براى اينكه دولتبتواند بطور عميق زندگى اجتماعى را عقلانى كند و احساس را از زندگى اجتماعى حذف كند و كارآيى اجتماعى را بالا ببرد، خانواده را باراههاى مختلف، تضعيف مىكند. آموزش و حقوقى دو محورى است كه دولتبه وسيله آن خانواده را تضعيف مىكند.
٧. سكولار آموزش را از كاركرد خانواده خارج مىكند و آنرا به سازمانهاى آموزشى دولتى مىسپارد و اين از روز به دنيا آمدن نوزاد در مهدهاى كودك شروع مىشود و تا آخرين مراحل آموزشى كه بالاترين تخصصهاى دانشگاهى باشد ادامه دارد از طرف ديگر رسانههاى دولتى و خصوصى تحت نظارت دولتشروع به آموزش عمومى ضد خانواده مىكنند و با پخش اطلاعات و نوع ارزش آن، به تضعيف خانواده مىپردازند. و آنچه همه اين فرآيندها را به هم پيوند مىدهند اين است كه فرآيند ارتباط از درون خانواده، جدا كرده و به بيرون از خانواده هدايت مىشود.
٨. از نظر حقوقى، نيز جهت قانونى طورى است كه خانواده به صورت نسلى بعد از نسل، از هم پاشيده مىشود به عبارت ديگر در دولتها قانون طورى تصويب و دستهبندى مىشوند كه دفاع از فرد و يا جامعه، خانواده از هم پاشيده مىشود. در اين مرحله: دفاع از زن در مقابل مرد استبطورى دولت مىتواند بر خلاف نظر مرد و يا حتى زن در برخى از موارد، زن و مرد را مجبور به جدايى كند و زن را بجايى ببرد كه هيچ كس از آن اطلاع نداشته باشد. حتى به جدايى زن از مرد نيز كمك كند. و گاهى قانون حكم به جدائى فرزند از والدين و يا پدر و يا مادر مىكند و سپس به تكفل دولت در مىآيد.
٩. پس در دولت مدرن، دولت، رقيب تند و تيز خانواده است و اولين حركت آن تاخير در تشكيل خانواده است. (با ديركرد ازدواج و روابط جنسى قبل از ازدواج و رواج بازار فحشاء). و يا اگر تشكيل شده آنرا ضعيف نگه دارد (با روابط جنسى خارج از خانواده و تحرك جغرافيائى شديد شغلى زن و يا مرد و وضع حقوق منحل به نظم خانواده به نام پشتيبانى از فرزند زن).
١٠. با تاكيد دولت مدرن بر نسل جوان است «نسل جوان مجرد» ولى; نياز جنسى را با دوست پسر يا دوست دختر و در نهايت در زمانهاى پيشبينى نشده مثل مهاجرت و يا جدائى، با فحشاء تامين مىشود. پس نسل ميان سال و يا حتى سالخورده نيز اداى نسل جوان را در مىآورد و هر كدام سعى بر گرفتن دوست دختر و يا پسر و يا فاحشه بازى دارند كه به اين رفتار سالخوردگان و ميانسالان بعنوان نشاط و زندگى اشاره مىشود تا براى ارزش و اعتبار و رجحان و به اين معنا هنجارى مىشود.
١١. ريشه حمله دولت مدرن به خانواده به دولت چپ و سوسياليسم كمونيسم بر مىگردد چون آن مالكيتخصوصى را تابعى از خانواده مىدانستند و براى رسيدن به جامعه سوسياليستى و كمونيستى مالكيتخصوصى بايستى نابود شود و نابودى الكيتخصوصى تابعى از خانواده دانسته مىشد پس نابودى خانواده و اشتراكيت جنسى را در صدر اهداف خود قرار داد و چون چپها در تاريخ حمال راستها مىباشند» پس سرمايه دارى اين مفهوم را به نفع خود مصادره كرد و دولت مدرن راست، خود را با توجه به تضعيف خانواده، قوى و برجسته كرد.
١٣. سير تاريخى خانواده در غرب از گسترده به خانواده هستهاى و از خانواده هستهاى به خانواده بدون فرزند و سپس از آن خانواده تك والدينى با فرزند و خانوار يك نفره و انواع جديدتر مثل خانواده متشكل از يك والدينى و پدر خوانده و مادرخوانده و مشكلات اخلاقى پدرخوانده يا مادرخوانده با فرزندخوانده خود و آخرين نوع آن خانواده همجنسبازى تاييد و تاكيد بر ضديت دولت مدرن با خانواده است.
١٤. مكانيسم عملى دولت مدرن براى نابودى خانواده در مرحله اول هرچه كوچكتر ساختن ابعاد آن است كه اين را با گران ساختن خانواده و ازدواج انجام مىدهد. ازدواج و تشكيل خانواده از نظر مادى و معنوى و اشرافيتخاص خودش را مىطلبد كه همين گرانسازى خانواده و ازدواج مسبب از هم پاشيدگى خانواده بعد از ازدواج مىشود مثل كوچك بودن آپارتمانهاى شهرى و گران بودن فرزنددارى، پرورش بچه. در كشورهاى غيرصنعتى مثل جمعيت مكانيسم فعال دولتبراى كوچك سازى ابعاد خانواده و تشويق عملى و فكرى مردم به مهاجرت شهرها و فروش تراكم و كوچكسازى خانه و سپس خانواده و تشويق به آسانسازى قوانين طلاق و... مىباشد.
١٥. مكانيسم اجرايى نابودى خانواده با دو مكانيسم اجرا مىشود ١. آموزش جنسى از اوائل بلوغ و تشويق به روابط جنسى از همان ابتداى بلوغ در قالب دوستى در مدارس راهنمايى و سپس دبيرستان بعنوان سلامتى روح و جسم. ٢. آزادى جنسى در سطح خانواده و اجتماع و رسانهها در قالب نمايشهاى جسمى و جنسى تحريكآميز جنسى و نوع لباسهاى محرك و يا گاهى نيمه برهنگى و ايجاد تصويرسازى مجازى جنسى با رسانهها در قالب تبليغ كالا و يا تفريحات و يا در فيلمها.